حدیث جون....نفس مامان و باباشحدیث جون....نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره

پرنسس حدیث

نصیحت مادرانه.........

به خیلیها میگیم “دوست”… به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم. خیلی از این “دوست”ها، دوست نیستن. همکارن، همکلاسین،فامیل دورن،همسایه ن، یه آشنان ”دوست” اونیه که باهاش رازهای مشترک داری. اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری. اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی. اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی. که اگه دلت گرفت بهش میگی “دلم گریه میخواد!” اونیه که دستت رو میگیره و میگه “میفهمم” ...
9 خرداد 1393

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...........

                      خدایا ، چو غمگین شوم، تو همه چیز منی و چون محروم گردم، امید و آرزویم تویی و چون مصیبتی به من رو کند، به در گاه تو زاری کنم و هر چه از دستِ من رود، پیش تو باقی است و هرچه تباه شود، به صلاح آوردن آن با توست و هر چه ناپسند تو باشد، آن را دگرگون می سازی. پس بر من منت گذار و پیش از رسیدن بلا ، تن درستی ام ده و پیش از آن که نیاز خواهم، توانگرم فرما و پیش از آن که گمراه شوم، راه راستم بنما.... امام سجاد (علیه السلام) ...
31 ارديبهشت 1393

.تولدت مبارک..........

1393/02/09 تولد خاله جون تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا       ...
17 ارديبهشت 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پرنسس حدیث می باشد